بسمه تعالی
طبق روال گذشته، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.این مراسم از سیام جمادیالاول تا چهارم جمادیالثانی 1433 هـ.ق برابر با یکشنبه 1391/2/3 تا پنجشنبه 1391/2/7، به مدت 5 شب، همراه با اقامهی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی(ره) واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار میگردد. برنامهی این مراسم به شرح زیر می باشد:
| ||||||||||||||||||||||||||||||
|
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری [www.Leader.ir] |
- سید مهدی قوام
آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…
آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل…
دست شما درد نکند، بزرگوار!
سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، میگذار پر قبایش. مدتها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!
آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی میکنن…
حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک میشود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…*زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالیاش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه میکرد.
زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لبها، گیسهای پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.
دوره و زمونهای نبود که معترضش بشوند…
*
حاج مرشد!
جانم آقا سید؟
آنجا را میبینی؟ آن خانم…
حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.
استغفرالله ربی و اتوبالیه…
سید انگار فکرش جای دیگری است…
حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.
حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه میکند:
حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمیگوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟
سبحان الله…
سید مکثی میکند.
بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمیخورد مشتری باشیم؟!
حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی میشود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه میکند و سمت زن میرود.
زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور میکند.
- خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.
زن، با تردید، راه میافتد.
حاج مرشد، همانجا میایستد. میترسد از مشایعت آن زن!…
زن چیزی نمیگوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…
دخترم! این وقت شب، ایستادهاید کنار خیابان که چه بشود؟
شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشمهایش که قدری هوای باران:
حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم…
سید؛ ولی مشتری بود!
پاکت را بیرون میآورد و سمت زن میگیرد:
این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمردهام. مال امام حسین(ع) است…
سید به حاجی ملحق میشود و دور…
انگار باران چشمهای زن، تمامی ندارد…*چندسال بعد…نمیدانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل!
سید، دست به سینه از رواق خارج میشود. زیر لب همینجور سلام میدهد و دور میشود. به در صحن که میرسد،
مرد که انگار مدت مدیدی است سید را میپاییده، نزدیک میآید و عرض ادبی.
زن بنده میخواهد سلامی عرض کند.
مرد که دورتر میایستد، زن نزدیک میآید و کمی نقاب از صورتش بر میگیرد
که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:
آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان میآید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…
آقا سید! من دیگر… خوب شدهام!
این بار، نوبت باران چشمان سید است…سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف میکرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند،
---------------------------------------------------------
منبع : پایگاه خبری تعامل
برچسبها: علما, عرفا
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد!
ظاهرت هست چنانکه خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبه و سالم ز همه داراییت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک کند؟
باچنین شرط که در حافظه دستی نبری!
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثناعشری؟
رونوشت از :حضرت سقاء
اتل متل يه بابا * كه اسم او احمده
نمره جانبازيهاش * هفتاد و
پنج درصده
اونكه دلاوريهاش * تو جبهه غوغا كرده
حالا بياين
ببينين * كلكسيون درده
اونكه تو ميدون مين * هزار تا معبر
زده
حالا توي رختخواب * افتاده حالش بده
بابام يادگاري
از * خون و جنگ و آتيشه
با ياد اون موقعا * ذره ذره آب
ميشه
آهاي آهاي گوش كنين * درد دل بابارو
ميخواد بگه چه
جوري * كشتند بچههارو
«هيچ ميدوني يعني چي * زخميهارو
بياري
يكي يكي روبازو * تو آمبولانس بذاري
درست جلوي
چشمات * يه خورده او نطرفتر
با شليك مستقيم * ماشين بشه
خاكستر»
گفتن اين خاطره * بدجوري ميسوزوندش
با بغض و ناله
ميگفت * كاشكي كه پر نبودش
آي قصه قصه قصه * نون و پنير و
پسته
هيچ تا حالا شنيدي * تانكها بشن قنّاصه؟
ميدوني بعضي
وقتا * تانكا قناصه بودن
تا سري رو ميديدن * اون سرو
ميپروندن
سه راه شهادت كجاست؟ * ميدوني دوشكا چيه؟
ميدوني
تانك يعني چي؟ * يا آرپيجي زن كيه؟
آرپيجي زن بلند
شد * «ومارميت» رو خوند
تانك اونو زودتر زدش* يه جفت پوتين ازش
موند
يه بچه بسيجي * اونور ميدون مين
زير شينهاي تانك * لِه
شده بود رو زمين
خودم تو ديدهباني * با دوربين قرارگاه
رفيقمو
ميديدم * تو گودي قتلهگاه
آرپيجي تو سرش خورد * سرش كه از تن
پريد
خودم ديدم چند قدم * بدون سر ميدويد
هيچ ميدوني يه
گردان * كه اسمش الحديده
هنوزم كه هنوزه * گم شده
ناپديده
اتل متل توتوله * چشم تو چشم گلوله
اگر پاهات
نلرزيد * نترسيدي قبوله
ديدم كه يك بسيجي * نلرزيد اصلاً
پاهاش
جلو گلوله وايستاد * زُل زده بود تو چشاش
گلوله هم
اومدو * از دو چشم مردونه
گذشت و يك بوسه زد * بوسهاي
عاشقونه
عاشقي يعني اينكه * چشمهايي كه تا ديروز
هزار تا مشتري
داشت * چندش مياره امروز
اما غمي نداره * چون عاشق خداشه
بجاي
مردم خدا * مشتري چشماشه
يه شب كنار سنگر * زير سقف
آسمون
مياي پيش رفيقت * تو اون گلوله بارون
با اينكه زخمي
شده * برات خالي ميبنده
ميگه من كه چيزيم نيست * درد ميكشه
ميخنده
چفيه رو ور ميداري * زخم اونو ميبندي
با چشماي پر از
اشك * تو هم به اون ميخندي
انگاري كه ميدوني * ديگه داره
ميپّره
دلت ميگه كه گلچين * داره اونو ميبره
زُل ميزني تو
چشماش * با سوز و آه و با شرم
بهش ميگي داداش جون * فدات بشم دمت
گرم
ميزني زير گريه * اونم تو آغوشته
تو حلقه دستاته * سرش
روي دوشته
چون اجل معلق * يه دفعه يك خمپاره
هزار تا بذر
تركش * توي تنش ميكاره
يهو جلو چشماتو * شره خون مي گيره
برادر صيغهايت * توبغلت ميميره
هيچ ميدوني چه جوري * يواش يواش و كمكم
راوي يك خبرشي * يك خبر پراز غم
به
همسفر رفقيت * كه صاحب پسر شد
بري بگي كه بچه * يتيم و بيپدر
شد
اول ميگي نترسين * پاهاش گلوله خورده
افتاده بيمارستان * زخمي شده، نمرده
زُل ميزنه تو چشمات * قلبتو ميسوزونه
يتيمي بچه شو * از تو چشات ميخونه
درست سال شصت و دو * لحظة تحويل سال
رفته بوديم تو سنگر * رفته بوديم عشق و حال
تو اون شلوغ پلوغي * همه چشارو بستم
دستهاتوي دست هم * دورسفره نشستيم
مقلب القوب رو * با همديگر ميخونديم
زوركي
نقل ونبات * تو كام هم چپونديم
همديگر و بوسيديم * قربون هم
ميرفتيم
بعدش برا همديگر * جشن پتو گرفتيم
علي بود و
عقيلي * من بودم و مرتضي
سيد بود و اباالفضل * اميرحسين و
رضا
حالا ازاون بچه ها * فقط مرتضي مونده
همونكه گازخردل * صورتشو سوزونده
آهاي آهاي بچه ها * مگه قرار نذاشتيم
هميشه
با هم باشيم * نداشتيما، نداشتيم
بياين برا مرتضي * كه شيميايي
شده
جشن پتو بگيريم * خيلي هوايي شده
ميسوزه و ميخنده * خيلي خيلي آرومه
به من ميگه داداش جون * كار منو تمومه
مرتضي منم ببر * يا نرو، پيشم بمون
ميزنه تو صورتش * داد
ميزنم مامان جون
مامان مياد ودست * بابا جون و ميگره
بابام
با اين خاطرات * روزي يه بار ميميره
فقط خاطره نيست كه * قلب
اونو سوزونده
مصلحت بعضيها * پشت اونو شكونده
برا بعضي
آدما * بندههاي آب و نون
قبول كنين به خدا * بابام شده نردبون
التماس دعا.
یا علی...
یکی ازحزن انگیزترین ودر عین حال حماسی ترین پرده های نمایشی فکه ،ماجرای گردان
حنظله است؛300 تن از رزمندگان این گردان درون یکی از کانال های به محاصره نیروهای
عراقی در می آیند آنها چند روز وصرفا" با تکیه بر ایمان سرشار خود به مبارزه ادامه
می دهند وبه مرور همگی توسط آتش دشمن وبا عطش مفرط به شهادت می رسند .
سعید
قاسمی که درنبرد عملیات والفجر مقدماتی ،مسئولیت واحد اطلاعات وعملیات لشگر 27محمد
رسول الله(ص)را بر عهده داشت از سرنوشت گردان حنظله می گوید : ساعت های آخر مقاومت
بچه ها در کانال ،بی سیم چی گردان حنظله حاج همت را خواست .حاجی آمد پای بی سیم
وگوشی را به دست گرفت صدای ضعیف وپر از خش خش را از آن سوی خط شنیدم که می گوید
:احمد رفت ،حسین هم رفت .باطری بی سیم دارد تمام می شود .عراقی ها عن قریب می آیند
تا مارا خلاص کنند .من هم خدا حافظی می کنم .
حاج همت که قادر به محاصره تیپ های تازه نفس دشمن نبود ،همانطور که به پهنای صورت اشک می ریخت،گفت :بی سیم را قطع نکن ...حرف بزن .هر چی دوست داری بگو ،اما تماس خودت را قطع نکن .صدای بی سیم چی را شنیدم که می گفت :سلام ما را به امام برسانید .از قول ما به امام بگویید همانطور که فرموده بودید حسین وار مقاومت کردیم،ماندیم وتا آخر جنگیدیم.
نمیدونم واقعا چجوری این شهدا به این سطح از ولایت پذیری رسیده بودند که تو اون شرایط هم امامشون رو و نائب امام زمانشون رو رها نمیکردند و مانند ریسمان الهی تا موقعی که جون داشتند اون رو رها نمی کردند...
و نمیدونم آیا اگه من هم تو اون موقعیت بودم و یا یه روزی خدا منو امتحان کنه میتونم مثل ناموسم از ولایت و امامت دفاع کنم؟؟؟
امیدوارم خدا این قدرت رو به هم ما بده.
آغاز سال جهاد اقتصادی رو (با کمی تاخیر) به شما تبریک میگم.
انشا الله که بهترین خبر عالم رو که ظهور منجی عالمه به هم تبریک بگیم.

برای مشاهده و دریافت پوستر سال جهاد اقتصادی اینجا را کلیک کنید.
التماس دعا.
یا علی...
به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی»، این هکر که پس از رمزگشایی در نامه ای بلند به جهان نوشته که بدون کمک فرد یا سازمانی است و به تنهایی این کار را انجام داده است ذکر کرده من هکری هستم با تجربیات هزاران هکر ، و برنامه نویسی هستم با تجربیات هزاران برنامه نویس، این هکر همچنین خود را مستقل از ارتش سایبری ایران دانسته و نوشته که من هیچ ارتباطی با این گروه نداشته و فعالیت خود را به صورت مستقل انجام می دهم.
تصویری از جدول های بانک اطلاعاتی شرکت کومودو
بنابر این گزارش، در این نامه که به زبان انگلیسی انتشار داده شده جوان ایرانی کار خود را توضیح داده و رمز نگاری الگوریتم امنیتی را از طریق جعل امضای دیجیتال ذکر می کند و می گوید این اقدامی متقابل برای بدافزار استاکس نت بود که امریکا و اسراییل تولید کردند بود .
این هکر در آخر افرادی که با جمهوری اسلامی ایران تضاد و دشمنی دارند را مورد خطاب قرار داده و آنها را فاقد حریم شخصی و امنیت در فضای مجازی می داند .
لازم به ذکر است متن نامه انگلیسی این فرد که در اختیار عموم است تاکنون 81 هزار بار دیده شده است.
متن نامه ( ترجمه شده ):
««سلام
این را می نویسم برای جهان ، می نویسم تا در باره من بیشتر بدانید ...
در ابتدا می نویسم برخی از نکات این عملیات را که شما مطمئن شوید من هکر هستم :
من هک کردم شرکت کومودو را از سایت InstantSSL.it که پست الکترونیکی مدیر آن هست : mfpenco@mfpenco.com
نام کاربری و کلمه عبور کومودو هست : نام کاربری : gtadmin کلمه عبور : [trimmed]
نام پایگاه داده شرکت : globaltrust و instantsslcms
سایت GlobalTrust.it یک dll که صدا می کند TrustDLL.dll برای پاسخ گویی به درخواست های شرکت کومودو ، این شرکت یک نماینده است و آدرس آن
http://www.globaltrust.it/reseller_admin/
چی شد ؟ نه ... ! بله افرادی که باید بدانند که هک شده اند با این توضیحات اندک ولی اساسی فهمیده اند ، درسته آقای Abdulhayoglu
در هر صورت باید در ابتدا من ذکر کنم بنده هیچ ارتباطی با ارتش سایبری ایران ندارم ، من DNS ها را تغییر ندادم ، من فقط رمزگشایی و هک کردم و این تنها نشان دهنده ضعف شماست .
من مطالب گفته شده توسط مدیر شرکت و سایر کارکنان این شرکت در باره اینکه این حمله برنامه ریزی شده و از طرف گروهی از مجرمان اینترنتی بوده و ... را خواندم .
اجازه بدهید توضیح دهم :
1) من از گروه هکر ها و مجرمان نیستم، من یک هکر تنها هستم با تجربیات هزاران هکر ، و یک برنامه نویس تنها هستم با تجربیات هزاران برنامه نویس ، من هستم یک برنامه ریز و مدیر با تجربیات هزاران برنامه نویس و مدیر ، با همه این حال شما درست می گویید این این کار تنها توسط گروهی از هکر های موفق بر می آید اما این کار توسط من با تجربیات هزاران هکر موفق اتفاق افتاد.
2) من در ابتدا واقعا قصد مدیریت این نفوذ را نداشتم ، ابتدا تنها تصمیم رمز نگاری الگوریتم های RSA را داشتم ، من تحقیقات زیادی در باره پروتوکل SSL کردم ، تلاش برای پیدا کردن الگوریتم اعداد صحیح بکار رفته ، تجزیه و تحلیل الگوریتم های موجود ، اما می دانستم این کار شدنی نیست و حداقل تا کنون انجام نشده است ، اما می دانستم غیر ممکن نیست و من این را ثابت خواهم کرد ، به هر حال من راه آسانی برای این موضوع پیدا خواهم کرد ، شبیه به هک الگوریتم . من به دنبال آن بودم تا که الگوریتم های امنیتی شرکت های Thawthe, Verisign Comodo را بدست آورم ، من قسمت های آسیب پذیر کوچک در سرور ها را بدست آوردم ولی کافی نبود برای رخنه کردن در سرور ها و بارگزاری الگوریتم ، در طول انجام عملیات و جستجوی من در باره InstantSSL شرکت Comodo بلافاصله من پیدا کردم InstantSSL.it را که در دستور کار سرور های شرکت بود. پس از برسی و تجزیه تحلیل وب سرور براحتی ( برای من راحت ، سخت برای سایرین ) توانستم دسترسی کاملی از سرور بدست آورم ، پس از تحقیقات کمی از بر روی سرور متوجه فایل TrustDll.dll که در خواست هایی برای تایید گواهینامه بود شدم که به زبان C# -ASP.NET بود. ابتدا فایل را رمزنگاری کرده و سورس برنامه آن را بدست آوردم و سپس در فایل کلیه مشخصات نام کاربری و کلمه عبور های GeoTrust Comodo و نمایندگانش را بدست آوردم ، لینک نمایندگان GeoTrust کار نمی کرد ، این قرار داشت در ADTP.cs ، سپس متوجه شدم این با حساب های خارج از خود در حال ارتباط است و لینک ورودی Comodo نیز فعال بود . سپس من وارد Comodo اکانت شدم و سپس دیدم امکان ایجاد امضای دیجیتالی با استفاده از APIs را دارم ، من تا ان زمان هیچ اطلاعاتی از این سیستم نداشتم و نمی دانستم چطور کار می کند. سپس من کدی نوشتم با CSRs که درخواست جابجایی با نمایندگان را می کرد ( مشتری های شرکت ) ، من رابط های برنامه کاربردی APIs را سریع یاد گرفتم و TrustDLL.DLL خیلی قدیمی بود و درست کار نمی کرد و همه پارامتر های مورد نیاز را بدرستی ارسال نمی کرد .
این برای امضای دیجیتال کافی نبود ، من دوباره نوشتم کد این برنامه را (AutoApplySSL and !PickUpSSL APIs) ، ابتدا برنامه بر می گرداند OrderID و در قسمت دوم API بر می گرداند امضای دیجیتال مشتری ها را که در صورت گذشتن از مرحله قبل بدست می آید.
یاد گرفتم همه این چیز ها را ، از ابتدا کد را نوشتم و یک CSR ( امضای دیجیتال )جدید برای کلیه سایت ها در 15 تا 20 دقیقه ساختم ، و ...خیلی سریع انجام شد
با همه این حال می دانم که شما در باره تخصص من ، سرعت من ، ابتکار من ، دانش من ، و مهارت من در این حمله شکه شده اید
خیلی خوب ، این ها برای من بسیار آسان است ، چیز های مهمتری در این موضوع بوده است که من از بحث در باره ان پرهیز می کنم در صورتی که شما نخواهید باز بنویسم ...
نگرانید ؟ شما باید تگران باشید .... باید بگم من 21 سال دارم
بر می گردیم به دلیل ارسال این پیام
من صحبت هایم با تمام جهان است پس خوب گوش کنید :
زمانی که اسرائیل و امریکا بدافزار و ویروس استاکس نت را تولید کردند ، هیچ کسی در این باره صحبت نکرد ، هیچ چیزی رخ نداد و هیج اتفاقی هرگز رخ نداد، حال زمانی که من این کار را کردم باید اتفاقی بیافتد ؟ نه من به شما می گویم هیچ چیزی رخ نمی دهد ، این یک معامله ساده است
شنیده ام برخی سوال می کنند در این باره از سفیر ایران در سازمان ملل متحد ، واقعا ؟ حال شما خوب است ؟
شما ها کجا بودید زمانی که استاکس نت توسط اسرائیل و امریکا با میلیون ها دلار از بودجه ایجاد شد ؟
این ویروس با دسترسی به سیستم های اسکادا SCADA و نرم افزار های هسته ای ایجاد شد پس آن زمان شما کجا بودید ؟
آیا احدی از سفیر رژیم جعلی اسرائیل و امریکا پرسید در این باره سوالی ؟
بنابر این شما نمی توانید سوال کنید در این باره از سفیر من.
من جواب شما را می دهم ، "بپرسید در باره استاکس نت از سفیر های اسراییل و امریکا" این پاسخ شماست
وقت سفیر ایران را هم نگیرید.
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل می توانند ایمیل های شخصی من را در یاهو و هات میل ، جیمیل و اسکایپ و ... بخوانند ، بدون دردسر و براحتی ، زمانی که شما جاسوسی ما را توسط Echelon می کنید ، من می توانم ، ما می توانیم هر کاری که شما می توانید .
این یک قانون ساده است ، شما می توانید ، من نیز می توانم.
هیچ کس نمی تواند من را متوقف کند ، این یک قانون است .
قانون 1 : قوانین من در برابر قوانین شما در اینترنت ، شما خوب می دانید .
قانون 2 : چرا همه جهان نگران شدند ؟ اینترنت شکه شد ؟
و همه شروع به نوشتن در این باره کردند ؟ ولی هیچ کسی در باره استاکس نت چیزی ننوشت ؟هیچ کس در باره HAARP چیزی ننوشت ؟ هیچ کس درباره Echelon چیزی ننوشت ؟
پس هیچ کس هم چیزی در باره جعل امضای دیجیتال ، رمزگشایی الگوریتم اس اس ال نیز چیزی ننویسد.
قانون 3 : هر کس داخل ایران مشکل دارد ، از جنبش سبز جعلی که همه اعضا آنها از سازمان مجاهدین خلق و تروریست ها هستند ، باید از من بترسند ، من هرکسی داخل ایران ، به مردم ایران آسیب بزند ، به دانشمندان هسته ای من آسیب بزند ، به رهبر من آسیب بزند ( که هیچ کس نمی تواند ) ، به رئیس جمهور من آسیب بزند که با من زندگی می کنند ، که قادر به چنین کاری نخواهند بود انتظار حریم خصوصی در اینترنت نداشته باشند .
شما هیچ امنیتی در فضای دیجیتال ندارید ، تنها منتظر بمانید و ببینید ...
به هر حال یا شما تا کنون این را دیده اید یا کور هستید ، ایا در اینترنت هدفی بالاتر از رمزنگاری و هک امضای دیجیتال هست ؟
قانون 4: شرکت کومودو و سایر شرکت های امنیتی جهان : هرگز فکر نکنید امن هستید ، هرگز فکر نکنید شما قانون های اینترنت را تعیین می کنید ، قانون های جهان با 256 کاراکتر که هیچ کس نتواند آن را پیدا کند سخت نیست ، دوست دارید باز نشانتان دهم ؟
شما یک نفر بیابید در سن و سال من که قوانین را برای دنیای دیجیتال شما وضع کند ؟ شما همواره اشتباه می کنید و شما این موضوع رو می دونید .
قانون 5 : میکروسافت ، موزیلا و کروم بعد از رمزنگاری اقدام به بروزرسانی نرم افزار های خودشون کردند ، شما نیز هدف های من هستید . چرا بعد از ویروس استاکس نت شما بعد از 2 سال وصله امنیتی دادید ولی اکنون یک هفته ای بروز رسانی نسخه جدید می دهید ؟ شاید شما نیاز داشتید به استاکس نت ؟
بنابر این شما نیز نیاز دارید یاد بگیرید برخی از مواقع چشم های خودتون رو بر روی بعضی مسائل نبندید .
شما بزودی یاد میگیرید... به زودی می فهمید ، من برابری دی اینترنت را به شما آموزش خواهم داد ، سفارش من به دستور سازمان سیا به شما خواهد رسید .
خنده
قانون 6 : من یک روح هستم .
قانون 7 : من غیر قابل پیش بینی و توقف هستم ، می ترسید حق دارید ، نگران هستید باید باشید
پیام من به مردم و افرادی که با جمهوری اسلامی ایران مشکل دارند
گواهینامه SSL و RSA رمزنگاری شدند ، من این کار را انجام دادم ، بگذارید به شما اطمینان دهم این کار برایم راحت است ، دفعه بعد نخواهم گفت این کار را کرده ام ، و بدون اینکه شما متوجه شوید این کار را انجام می دهم .
هیچ کسی نخواهد فهمید
بعضی از مردم استفاده می کنند از VPNs و برخی دیگر از TOR و برخی دیگر UltraSurf و ..آیا فکر می کنید این ها برای شما امن هست ؟
RSA 2048 نتوانست جلوی من مقاومت نشان دهد ، فکر می کنید UltraSurf می تواند ؟
جانم فدای رهبر »»
گفتنی است، لینک های برنامه ها استفاده شده در نفوذ و رمزگشایی به شرح زیر است که به همراه لینک متن اصلی نامه آمده است.
http://pastebin.com/DBDqm6Km
http://pastebin.com/CvGXyfiJ
لازم به ذکر است متن نامه انگلیسی این فرد که در اختیار عموم است تاکنون 81 هزار بار دیده شده است.
متن اصلی نامه به زبان انگلیسی
http://pastebin.com/74KXCaEZ


طبق روال گذشته، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها مجلس عزاداری در حضور رهبر معظم انقلاب برگزار خواهد شد.



